خوانش پدیدارشناختی رنگ‌های یک مقبره‌پوش دوره صفوی با تکیه‌بر آراء علاءالدوله سمنانی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه صنایع دستی، دانشکده هنر، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

2 گروه پژوهش هنر، دانشکده پژوهش های عالی هنر و کارآفرینی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران

چکیده

گذر از پدیدار رنگ به معنا، فرایندی است که از دیرباز تاکنون نزد متفکران متعدد با سویه‌های فکری متفاوت همواره مطرح بوده است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش شکل گرفت که، در یک مثلث معنایی متشکل از مخاطب، مؤلف و اثر هنری، صرف‌نظر از قصد مؤلف و وجه بیانگری اثر، اگر مخاطبی به آراء علاءالدوله سمنانی در مورد تجلیات انوار رنگی آگاه باشد در مواجهه با یک اثر هنری چگونه آن اثر را خوانش می‌کند؟ ازاین‌رو با بهره‌گیری از روش پدیدارشناسی هرمنوتیک هانری کربن به تحلیل آراء علاءالدوله سمنانی دراین‌باره پرداخت و با ماحصل این بررسی یک اثر هنری را مورد نقد یا خوانش مخاطب‌محور قرار داد و درنهایت به این نتیجه رهنمون شد که هنگامی‌که یک اثر هنری بر مبنای آراء سمنانی مورد قضاوت قرار می‌گیرد، می‌توان از مشاهده محض گذشت و به‌نوعی شهود شخصی دست‌یافت که در مورد نمونه مطالعاتی این نوشتار، نتیجه شهود بدین قرار بود که مقبره‌پوشی که با این نظام و رنگ‌ها طراحی و تولیدشده به‌طور تمثیلی نمایانگر بخشی از سفر روحانی انسان به‌سوی پروردگار است که از پیش در جریان بوده و گویی مدتی با حیات جسمانی انسان به وقفه افتاده و با گذشتن از جسم دوباره آغاز می‌شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات