دنیاهای محتمل در ساختار روایی مثنوی معنوی ( داستان دژ هوش‌ربا)

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

2 دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز

چکیده

دنیاهای محتمل از مبانی نظری سبک شناسی شناختی است و ریشه در فلسفه لایبنیتس دارد. درک چگونگی روایت روایت ها مساله ی اصلی در این نظریه است و نحوه ارتباط خواننده با روایت ادبی و تاثیر کنش و واکنش متن و خواننده را روشن می سازد. مثنوی معنوی، بزرگ‌ترین منبع ادب عرفانی است که مبانی عرفان عملی و نظری را در برمی‌گیرد. مولانا به عنوان کارگزار در نقش عامل انتقال داستان با دیدی باریکبینانه به تولید گفتمان روایی می پردازد و دنیاهایی را در ذهن خواننده رقم می زند که عبارتنداز؛ دنیاهای معرفتی، خیالی، مقصودی و آرمانی. دنیاهای محتمل در داستان دژهوش ربا بیشتر به صورت دنیای معرفتی و درجهت آموزش نکات عرفانی است که براساس الگوی «اگر.... بنابراین» نمایش داده می شود. در دنیای مقصودی مولانا از حرف ربط (یا) و کلمه هایی که آرزو و حسرت و تقاضایی را در بر داردند استفاده می کند. عشق مهمترین وسیله کشف و شهود و سازنده دنیای آرمانی مولاناست. در حقیقت این عشق است که سالک را در مسیر معرفت یاری می رساند.دسترسی به این دنیاها به صورت زمانی، زبانی، طبیعی و اشیاء است که بسامد دسترسی های زمانی بیشتر است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات