تحلیل ساختاری کمال دیوان و امشاسپندان با نگاهی به آیین مزدیسنا و اسطوره‌های پیشاآریایی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه تربیت معلم بابل

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد قائم‌شهر.

3 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد قائم‌شهر

چکیده

نویسنده در این مقاله سعی دارد که با روش توصیفی- تحلیلی واژة کمال دیوان و امشاسپندان را در زبان اوستایی ریشه‌یابی کند و با ژرف‌کاوی در ساختار واژگانی از یک سو و کنکاش در مفاهیم تطبیقی آن از سوی دیگر تلاش می‌شود تا صورتی دیگرگونه از طرح مسئله به دست داده شود.
از این منظر، جوهرة ثنویّت مزداپرستی، در تمامی جزئیات و شئونات این آیین جاری‌ست و عملکردی به اصطلاح "درخت-گون" دارد، هر چه از ریشه به سمت جزئیات پیش می‌رویم، تکثّر در کمیّت مشهودتر می‌گردد و این در حالی است که ویژگی‌های بنیادین ریشه در فرعی‌ترین سرشاخه‌ها، قابل پی‌گیری است. بی‌تردید آنچه ریشه‌های این ثنویّت را تشکیل می‌دهد، نخستین تقابل اهوره با اهریمن است و این همانا آفرینش امشاسپندان به دست اهوره و آفرینش کماله دیوان به تلافی، از سوی اهریمن است. توجّه و واکاوی دقیق هر یک از اعضای این دو گروه خود روشنگر جزئیات تشکیل‌دهندة این ثنویّت و آشکارکنندة زوایای مستور تقابل‌ها با یکدیگر است. برای دست یافتن بدین مقصود، مؤثّرترین روش، بررسی ژرف‌کاوانة اعضای هر یک از دو گروه و قیاس آن‌ها با یکدیگر است. این شیوه، خود راه‌گشایی می‌تواند بود برای رسیدن به تقابل‌هایی دیگر که در سرشاخه‌های فرعی این نظام درخت‌گون صورت می‌پذیرد و در قالب موجودات اهریمنی و اهورایی تجلّی ‌می‌یابد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات