شاعر غربت(تاملی در نوستالژی و نومیدی های شعر اخوان ثالث)

نویسنده

عضو هئیت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب

چکیده

یکی از موضوعات همیشگی هنر و ادبیات ،احساس غربت و نومیدی است.شاعران فارسی زبان از دیرابز،تحت تاثیر شرایط ناخوشایند تاریخی و اجتماعی،مایه های تلخی و بدبینی و احساس غریبی را با شعر خود درآمیخته اند.اخوان ثالث-شاعر بزرگ و صاحب سبک معاصر-از شاعرانی است که نوستالژی و احساس نومیدی خاصی را در شعر خویش راه داده است.او پس از کودتای 1332و ستم و خفقان ناشی از آن،به یکی از شاعران متعهد و معترض تبدیل شد و اجزای عناصر شعر خود را با تمام و کمال با بیزاری و نومیدی و حسرت،مانوس کرد و با زبان فاخر و بیان روایی خویش،از اسارت و حقارت امروز و عظمت گذشته سرزمینش سخن گفت.از این رهگذر،خلق اشعاری حماسی و بی زمان که گذشته را با امروز پیوند می دهد بر او میسر شد.او در این اشعار،ناخودآگاه چشم اندازهای زشتی از جامعه خود ترسیم میکند و زبان به نفرین و دشنام می گشاید تا حسرت و درد عمیق و انسانی خود را بازگوید.
در این مقال،سعی شده است جنبه ها و جلوه های مختلف حسرت و بدبینی در شعر اخوان،با ذکر و بررسی نمونه هایی از شعر وی نشان داده شود.

کلیدواژه‌ها