بیدل دهلوی و اسطوره‌های ایرانی

نویسنده

استادیار دانشکده ادبیات دانشگاه آزاداسلامی ـ واحد شهرکرد

چکیده

قرن یازدهم هجری دوران افول اسطوره‌های ایرانی است. اگرچه در عصر صفوی پرچم وحدت ملی ـ که قرن‌ها بر زمین افتاده بود ـ برافراشته می‌شود، ولی از «اسطوره‌های ملی» به عنوان مرکز ثقل این اتحاد، اثری در میان نیست. دو شاخة ایرانی و هندیِ شعر عصر صفوی به مسأله اسطوره نگاهی مشابه دارند، با این تفاوت که در شاخة ایرانی، شاعران با میراث ادبی، فرهنگی و تاریخی ایران هم از طریق متون و هم از طریق روایات شفاهی آشنایی کامل دارند، ولی در شاخة هندی، این میراث از طریق متون فارسی و با واسطه، به ذهن شاعران آن دیار راه یافته است.
بیدل دهلوی به عنوان نماینده تمام عیار شاخة هندی شعر قرن یازدهم و دوازدهم هجری در سلب ماهیت ملی از اسطوره‌های ایرانی، در سایة یک جبر فلسفی ـ تاریخی، بسیار جدی عمل کرده است. در این تحقیق به چگونگی این دگرگونی توجه شده و در پایان این نتیجه به دست آمده است که آشنایی بیدل با اساطیر ایرانی از راه مطالعه در آثار ادیبان و عارفان فارسی‌زبان بوده است.

کلیدواژه‌ها