اسطوره‌ها، زندگان جاوید (به بهانة نقد اسطوره‌شناختی آسمان‌خراش میلاد)

نویسنده

مربی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی ـ واحد قم

چکیده

ما، خام و یاوه می‌اندیشیم اگر بر آن سر باشیم که اسطوره‌ها در همان روزگار کُهن و اسطوره‌ای، به زیر خاک فرورفته‌اند؛ و در سایه‌های دامن‌گسترِ تاریخ و گَردهای گیتی‌نَورد هَزاره‌ها گم آمده‌اند؛ چرا که امروزه، آفرینش هر اثر هنری، بر بنیاد اسطوره‌ها، لیک به فرماندهی کهن نمونه‌ها، ناخواسته، به سامان می‌رسد؛ و آسمان‌خراش میلاد، یکی از آنهاست.
این جُستار، آسمان‌‌خراش میلاد را بهانه و بستری قرار داده است تا به بحث‌های اسطوره‌شناختی بپردازد؛ و دو نماد کوه ـ غار و دایره را در فرهنگ نازش‌خیز ایرانی و نامة ورجاوند شاهنامه بکاود و بررسد؛ و در اثنای این‌کار، روش نقد اسطوره‌شناختی را، در کردار، بیاموزد. همچنین، این جُستار، از نمای بیرونی آسمان‌خراش میلاد، نقدی اسطوره‌شناسانه را بر آن پی می‌ریزد و بدنة اصلی ستونی (= عمودی)، و ساختمان گوی‌وار فرازین آسمان‌خراش، و گَردان بودنِ خوان‌سرایِ (= رستوران) آن را بر بنیاد کهن‌نمونه‌های کوه ـ غار و دایره رمزگشایی می‌کند.

کلیدواژه‌ها