الگوبرداری یا خلاقیت در بازآفرینی کمدی الهی

نویسنده

استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان

چکیده

کمدی الهی دانته و سیرالعباد الی المعاد سنایی دو الگوی سفر معنوی و روحانی به درونی‌ترین لایه‌های نفس و عوالم پس از مرگ آدمی است. شناخت و معرفت فلسفی و دینی‏‏‎‏‎‏‎‏‎‏‎ًًََُُِ، قوه تخیل، مکاشفه عرفانی، توجه به واقعیت موجود و آنچه باید بعد از این تحقق یابد، در ‏‎این دو اثر چنان با هم گره خورده‌اند که اجازة داوری خردمندانه دربارة حالت خواب یا بیداری، هوشیاری یا ناهوشیاری مؤلف را به مخاطب نمی‌دهد. آیا سنایی الهام‌بخش دانته در کمدی الهی است؟ چرا با وجودی که ارداویراف نامه، رسالةالغفران معّری از شرق و اودیسه هومر و بخش‌هایی از انجیل از غرب ، متون الهام‌بخش دانته در شاهکار ادبی‌اش بوده است؛ ولی هم‌سویی‌های سیر العباد الی المعاد سنایی با کمدی الهی بیش از سایر متون است؟ البته جدا از اینکه سنایی بیشتر آفریدگار تحول سبکی و دانته آفریدگار تحول زبانی است و شاید شهرت و محبوبیت جهانی دانته در کمدی الهی به عنوان یک شاهکار ادبی مانع ارزیابی این اثر با سیر العباد الی المعاد سنایی گردد که چندان برجسته نیست.
این جستار با تحلیل کمدی الهی به عنوان اثری که واقعیت و خیال را درآمیخته است؛ ضمن مقایسه آن با کتاب‌های همسان خود درگذشته، بیشتر تأکید بر بیان عوامل درونی زمینه‌ساز آن دارد و کوششی در حوزة ادبیات تطبیقی است.

کلیدواژه‌ها