با مولوی در گذار از جلوه هزارنقش آفرینش

نویسنده

مربی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بهبهان

چکیده

عرفان به ما می‌آموزد که هدف آدمی عبارت است از درک حقیقی عالم معنی. آفرینش جلوه‌ای است هزاررنگ و هزارنقش از نوری بی‌رنگ و درخشان؛ یعنی حضرت احدیت و خلقت چیزی جز رنگارنگی این بی‌رنگی ازلی نیست که «صور» را پدید آورده است و هرچه تفرّد و تشخص، تفرقه و تعیّن و تمایز و تخالف وجود دارد، از همین جا است. کل پیام مولوی، با استفاده از رمزی که خود او در تمایز میان صورت و معنی بیان کرده، قابل تشریح و تفسیر است. در این جستار به تبیین مفهوم «صورت» و «معنی» در اندیشه مولوی بر پایه کتاب فیه مافیه پرداخته شده است؛ دو مفهومی که مولانا دامنة آن را در تمامی عالم هستی، ساری و جاری می‌داند و از این رهگذر، رفیع‌ترین آموزه‌های عرفانی و هستی‌شناسی خویش را تبیین می‌کند.

کلیدواژه‌ها