بررسی افکار و باورهای گنوسی ابوالعلاء معرّی و صادق هدایت

نویسنده

استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول

چکیده

با نگاهی به تاریخ زندگی سخنورانِ اندیشمند، به نام کسانی برمی‌خوریم که زیستن آنها متفاوت از دیگران بوده است و این تفاوتِ برخاسته از پیچیدگی‌های شخصیّتی باعث شده است که هر کس از پندار خود سخنی دربارة آنان بگوید و امکان شناخت حقیقی آنها فراهم نیاید. از جملة این کسان در تاریخ ادب فارسی، صادق هدایت در دورة معاصر است که پرسش‌ها، سرگشتگی‌ها و شوریدگی‌هایِ حاصل از تفکرات خود را در داستان‌هایش بیان کرده است. همانند این اندیشمند در ادب تازی، ابوالعلاء معرّی است که همان پیچیدگی‌های فکری و شخصیّتی را در روزگار گذشته دارا بوده است. ممکن است بخشی از این اندیشه‌ها و باورها تحت تأثیر اندیشه‌های گنوسی (= آمیزه‌ای از عقاید فلسفی – دینیِ یهودی، مصری، بابلی، یونانی، سوری و ایرانی) شکل گرفته باشد. پژوهش کنونی بر آن است که برخی از همین باورهای مشترک فکری برخاسته از اندیشه‌های گنوسی، چون مانویت، مزدکیه و مرقیون، همانندِ دوری جستن از زنان، اجتناب از خوردنِ گوشت و توجّه به گیاه‌خواری، باور به رنجبار بودنِ زیستن و آمیختگی تن و جهان به شرارت را آشکار سازد.

کلیدواژه‌ها