بن‌مایه‌های عرفان گنوسی در داستانی از هفت پیکر نظامی

نویسنده

استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان

چکیده

هفت‌پیکر نظامی اثری رمزی و نمادین است که تمام اجزای آن از ساختاری واحد و منسجم برخوردار است. این اثر علاوه بر نشان دادن قدرت داستان‌سرایی نظامی، نشانه‌های آشنایی نظامی با میراث غنی ادبی، فرهنگی و عرفانی بازمانده ازادوار پیشین را در بر دارد. بخشی از این میراث متعلق به اندیشه‌های گنوسی و مانوی و نیز حکمت هرمسی است. هدف این مقاله نشان دادن ردپای این اندیشه‌ها در یکی از داستان‌های هفت‌پیکر است. در این جستار پس از معرفی و تبیین اندیشه‌های گنوسی و ذکر پیشینه آشنایی تمدن اسلامی با این اندیشه‌ها، تأثیر مضامین گنوسی از جمله دوگانگی ماده و روح، هبوط، اسارت، فراموشی و غربت، بدبینی، شناخت، نوزایی و نجات، در داستان پنجم این منظومه باعنوان افسانه شاهدخت گنبد پیروزه یا داستان ماهان، نشان داده می‌شود. واکاوی داستان مذکور و ارائه تفسیری تازه از آن، هدف دیگر این جستار است.

کلیدواژه‌ها