پدیده شب در اندیشه مولوی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقّق اردبیلی

2 کارشناس ارشـد زبـان و ادبیـات فارسی دانشگاه محقّق اردبیلی

چکیده

در مقاله حاضر پدیده شب در اندیشه مولوی، مبتنی بر غزلیات شمس و مثنوی معنوی، در چهار بحث کلی بررسی و تحلیل شده است. در قسمت اول با عنوان «شب و متعلّقات آن» با طرح مشخصه‌هایی همچون «نسبت شب به روز»، «سحرگاه»، «خواب»، «نگرانی از طارق اللّیل» و «دعوت به شب‌زنده‌داری» گفته‌ایم که مولانا از تجلّیِ معشوق ازلی در شب و سحرگاه، شاد و از طارق اللیل که از دیدن آن تجلّی فرد را محروم می‌کند، نگران است و به خوابِ اصحاب کهفی معتقد است. در بخش دوم با عنوان «ویژگی‌های شب» و با ذکر مؤلّفه‌هایی چون «برتری شب بر روز»، «خلوص شب»، «شب، خلوتِ توحید»، «شب، تجلّی‌گاه حق» و ... بیان کرده‌ایم که شب به دور از شائبه ریا و با تأمّل دادن در نقصِ بشری، مولوی را به توحیدِ راستین می‌رساند. در بخش سوم با مشخصه «معانیِ شب» به ذکر معانیِ عرفانی و تأویلی مولوی از شب پرداخته‌ایم؛ مانندِ استغراق روحانی، بُرقعِ غیبی، ستّاریِ مرد کامل. در قسمت آخر نیز شب‌های قدر و معراج را با عنوان «شب‌های خاص» که در آن روح عارفِ راستین به وصال حقیقی معشوق می‌رسد، یاد کرده‌ایم.

کلیدواژه‌ها