رابطه بینامتنیّت میان سوانح‌العشّاق و عبهرا‌لعاشقین

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزّهرا (س)

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد واحد زنجان

چکیده

رساله‌هایسوانح‌العشاق احمد غزّالی و عبهرالعاشقین روزبهان بقلی شیرازی از جمله رساله‌هایی هستند که به لحاظ موضوع، شیوه بیان، چگونگی به‌کارگیری زبان، و محتوا مشترکات زیادی دارند. خوانش همزمان و مطالعه بینامتنی این دو رساله می‌تواند شناخت ما را از قابلیّت‌های این آثار دگرگون سازد و با ویژگی‌های مشترک یا منفرد آنها آشنا نماید. بعد از مطالعه بینامتنیِ این دو رساله طبق نظریه ژرار ژنت، معلوم شد که عبهرالعاشقین به اشکال صریح، غیر صریح و ضمنی در ساختار کلّی و جزئی، اعمّ از گزینش واژه، عبارت، اعلام، تلمیح به آیات و احادیث و داستان‌ها و بسیاری از اصطلاحات عرفانی و حتّی تفکّر حاکم بر اثر تا حدّ زیادی از سوانح‌العشّاقمتأثّر بوده است. با وجود ویژگی گفت‌وگومندی و چندصدایی در این دو رساله، هریک دارای ویژگی‌های منفردِ خاصّی نیز هستند و رابطه بینامتنی آنها وسیع‌تر از قیاس و تطبیق و برداشت مستقیم از متون پیشین است.

کلیدواژه‌ها